|
سید علیرضا لقمانی (لبخندالشعرا)
بیا تا به لبخند عادت کنیم....
|
سلام چاکرم قدمرنجه فرمودید ، مزین کردید ، خوش اومدید ، این وبلاگ فقط پنج شنبه ها آپ میشه ، راستی وقتی مطالب وبلاگ رو خوندید نظر یادتون نره تو رو خدا یه نظری بدید دیگه حالا اگه انتقاد هم باشه که چه بهتر ، خیلی هم ممنون که به من سر زدید. چاکرم به امید دیدار...
[ یکشنبه 29 فروردین1389 ] [ 21:3 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
سلام ، ای کسانی که ایمان آوردید ، پیشاپیش فرارسیدن 18 اردیبهشت ، روز تولد شاعری که عاشق غزل سرودن است اما بیشتر دوبیتی و مثنوی می گوید ، کسی که عاشق طنز محکم است اما طنزش شل است ، یک پسر دراز لاغر ، یک پسر عاشق " سید علیرضا لقمانی " بر خودم مبارک باد !! بفرمایید کیک
خب بعد از نوش جان کردن کیک ، گوش جان بسپارید به آهنگ تولدت مبارک از عمو پورنگ که در وبلاگ درحال پخش است . کادوهایتان را هم با آغوش باز پذیرا می باشیم و از همین الان میگوییم که چرا زحمت کشیدید و ما که از شما انتظار نداشتیم . و حالا یک شعر : در اين دنيا كه غم هي از درو ديوار مي بارد پ ن : لطفا شعر را اصلاح بفرمایید . [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ 15:32 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
ای دوستان جان ، لطفا بخوانید و انتقاد کنید ، آن هم انتقادی در حد کشتن بنده ............ (( گاهی دلم برای خودم تنگ می شود )) راهِ مرورِ عشق ِ من از سنگ می شود خم می شوم زبار خم و پیچ زندگی من نعشه می شوم و هوا بنگ می شود بی خود پی هوای دلم میدوم همه هرجا که میروم ، همه جا جنگ می شود دل خسته ام از این همه اورنگ زندگی تا نقشه می شوم ز چه بی رنگ می شود ؟ نامم همیشه نقل محافل بود عجب نامی که محو ضربه ی آونگ می شود (( لبخند )) من نقاب به این گریه ی من است گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
مصراع اول این غزل از استاد محمد علی بهمنی اقتباس شده است . [ پنجشنبه 7 اردیبهشت1391 ] [ 10:32 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
نطق پیش از دستور : ای کسانی که ایمان آوردید ، بدانید و آگاه باشید که در بازی رو سه شنبه پرسپولیس و الغرافه ، پرسپولیس شرف و غیرت و ملیت را برد و فرهاد مجیدی تمام اینها را باخت . خواننده عزیز قرارمون یادت نره ، لطفا انتقاد کنید ، تصحیح کنید ، بزنید و ... * وقتی دلم به حالش سوخت ، از سرم دود بلند شد . * کاریکاتوریست ها اعتراض می کشند . * سایه ی مادر که از سرش کم شد ، دیگر روی خورشید مهربانی را ندید . * پدر کوهی بود که با رفتنش همه به سنگ ریزه تبدیل شدیم . * خار ، سلاح سرد شاخه گل است . * باران برای دریا ، تــُـف سر بالا است . * چیزی که کاریکاتوریست ها زیاد می کشند ، رنج است . * لبهایشان ، آنها را بهم لینک کرد . * ای تخم مرغ عزیز ، شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم . * حاصل ازدواج کاغذ و قلم ، کتاب شد . * ماهی وقتی هوس کرد قلاب را ببوسد ، به دام افتاد . * آسانسور ، انسانها را بالا می آورد . * سر ریسمان باران را که بگیری و بالا بروی ، به خدا میرسی . [ پنجشنبه 31 فروردین1391 ] [ 15:40 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
سلام لطفا تصحیح بفرمایید ، مخصوصا اشعار را اولا که روز ملی اصفهان ( 3 اردیبهشت ) پیشا پیش مبارک باد ، ثانیا این پست را تقدیم می کنم به شهرم ، به زیباترین شهر خدا که بی شک زیباترین شهر و استان ایران هم هست ( باور ندارید مدارکش موجوده نشون بدم ؟؟؟؟ ) اصفهان عزیز که زیبایی و شکوه برای یک دقیقه اش است و اگر بخواهید آنرا بگردید باید ماه ها وقت بگذارید تا ، از شرق و نخلستان های خور و بیابانک و روستای اعجاب انگیز و بیابانی مصر دیدن کنید ، به جنوب استان بروید و از آبشار و باغات زیبا و طبیعت بکر سمیرم لذت ببرید ، به غرب بروید و در فضای شمال گونه ی فریدون شهر خوانسار و چادگان حال کنید ، چرخی بزنید و به شمال بروید تا از کاشان و قمصر و نیاسر و اردستان و آران و بیدگل استفاده کنید سپس به مرکز استان یعنی نطنز فوق العاده زیبا و برخوار بیایید و از آتشکده گز گرفته تا بقیه جاهایش متحیرتان کند . ( این از شهرستان ها البته فقط به بردن اسم آنها اکتفا کردم دلتان خواست دستور دهید تا لیست جاهای دیدنی را برایتان بفرستیم . ) از شهر اصفهان هم که نگو از زاینده رود و خواجو و سی و سه پل و کلیسای وانک و موزه ها و میدان نقشه جهان و مسجاد امام و شیخ لطف الله و جمعه گرفته تا کوه صفه و بازار قیصریه و هارون ولات و تخت فولاد که آرامگاه عارفانی چون بابا رکن الدین است و منارجنبان و آتشکده و ...... زیباترین ها را خدا به ما داده البته نه فقط ما اصفهانی ها که همه جای ایران سرای من است و فرش سرخ دلمان را زیر قدم های سبزتان گسترده ایم ، و حضور گرم شما تسلی خاطری است بر دلهای داغ دیده ی بازماندگان آن مرحوم ، ببخشید قاطی کردم خلاصه تشریف بیارید خوشحال میشیم ( هرچند اینا رو باید شب عید میگفتم نه حالا به هر حال سیاست اصفهانی است دیگر ) . و اما اصل مطلب : مردمان شهر من هستند خیلی با صفا آدرس پرسی از آنها می کنندت کله پا صرفه جو شیرین زبان و مهربان و بذله گو اصفهانی هست در اینجا ز الطاف خدا ---------------------------------------------- زاینده رود هم شرف از اصفهان گرفت باد هوا هم از نفس شهر جان گرفت گفتند نصفه است ولی نه ! که کامل است شهرم که جای در دل پیر و جوان گرفت ------------------------------------------------ شهر من زیباست این نصفه جهان هفت رنگ و لاجوردیش آسمان پر ز سبزی پر زتاریخ و هنر شهر من اینجاس یعنی اصفهان [ پنجشنبه 24 فروردین1391 ] [ 11:15 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
خواننده عزیز قرارمون یادت نره ، لطفا انتقاد و تصحیح بفرمایید . ما امسال تعطیلات عید خوبی داشتیم و تقریبا نیمی از این 13 روز را به بهانه ی درس خواندن در خانه ماندیم و خوابیدیم ، کلا ما خواب را دوست داریم . امسال عید در خانه ماندیم و به خانه ی فامیل های خیلی خیلی دور نرفتیم چون حوصله شان را نداشتیم و فقط به خانه فامیلهایی رفتیم که یا آجیل خوب داشتند یا خوب عیدی می دادند . البته پدرمان همیشه به ما گوش زد میکرد که : " شما را به خدا به آجیل ها حمله نکنید ، بد بختها می آورند که تخمه هایش را بخوریم نه پسته هایش را البته یادتان باشد که هر دیدی یک بازدید دارد . " البته ما نفهم بودیم و پدر آجیل های میزبان را در می آوردیم و مهمانان ما هم پدر آجیل های ما را و ایضا حرص پدرمان را در می آوردند ، تا جایی که در روز سیزده به در ما فقط تخمه داشتیم برای شکستن . زمانی هم که مهمانی برای ما می آمد همه ما را مرد حساب کرده خرمان می کردند که در کارها به مادرمان کمک کنیم و کلا بارکش باشیم . هرچند زمانی هم که در محضر مهمانان می نشستیم یا می پرسیدند : " علیرضا جون کلاس چندم بودی ؟؟؟ " یا شروع میکردند به تعریف کردن که : " علیرضا دیگه مرد شده و کم کم باید زنش بدید و ماشاالله واسه خودش مردی شده و موقع ازدواجشه . " ما هم از این تعاریف مخصوصا قسمت ازدواجش خوشمان می آمد کلی توی خودمان ذوق مرگ می شدیم اما به رویمان نمی آوردیم یعنی که ما حیا داریم !!!!! البته حرف درست را یکی از پیره زنهای فامیل زد که با لحن شوخ اصفهانیش جدی جدی گفت : " علیرضا اندازه یه خر شده و بسه هرچی درس خونده بزاریدش یه جا کارگری کنه یه کاری یاد بگیره . وی اینگونه ادامه داد که : این پسره دراز شلوارشم نمیتونه بکشه بالا چه برسه دختر مردم رو هم بدبخت کنه . " – خداییش راست می گفت – وقتی هم که مهمانها می رفتند شروع میکردیم به خودزنی !!! به صورتی که کاسه ی آجیل را برداشته ، به گوشه ای خزیده و حسابش را می رسیدیم که در این هنگام پدرمان رو به ما کرده و می فرمود : " ای مرد نمایان نامرد !!! شما که از دشمن هم بدترید ، شما خودی هستید یا ستون پنجم مهمان !!! " ما هم در قبال این فرمایشات آب می شدیم و به زمین فرو می رفتیم . روز سیزده به در را هم به پارک رفتیم و توی منقل آتش روشن کردیم و جوجه و فوتبال و والیبال زدیم و حالش را بردیم و به طبیعت آسیب نرساندیم . کلا جای شما خالی عید خوبی بود ، حسابی خوابیدیم . [ پنجشنبه 17 فروردین1391 ] [ 18:44 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
گله پیش از دستور : سلام ، همچنان عیدتون مبارک ، عزیزان بنده از تمامی شما خوانندگان جان این وب ( مخصوصا ادیبان و شعر شناسان ) گله دارم این هوا !!!! عزیزان شما که ایرادات را میبینید و می خوانید چرا فقط به بیانش اکتفا می کنید ؟؟؟؟؟؟؟؟ خب قربونتون بشم چی میشه که ایرادات رو اصلاح بکنید ؟؟؟؟؟ بخدا من اگه عقلم میرسید که بدون ایراد شعر میگفتم . از این به بعد هم قرار ما اینه که : مطلب ( شعر ، نثر ، کاریکلماتور ) از ما ، تصحیح از شما . ------------------------------------------------------------------------------------------------------- * زندگی سه هجا است ، تولد ، زندگی ، مرگ . * روح سیگار ، دود است . * تاریخ را جابجا می کند ، نوروز . * سوار بر بادهای بهاری از راه می رسد ، سال جدید . * در مجلس ما نماینده ی بهار ، درخت سبز است . * خدا در نوروز ، سفیدی زمستان را جمع می کند و سبزی بهار را می گستراند . * دستمزد دید و بازدید رفتن ، عیدی است . * بی مقصدترین رهگذر است ، باد بهاری . * چشمان من و تو که بهم گره بخورند ، با دندان هم باز نمی شوند . * گل قالی زیر دست و پا له شد . * در شناسنامه ی بدن ، قلب ، محل الصاق عشق است . * چشمم را گرفت ، امواجی که از قلبش رها شد . [ پنجشنبه 10 فروردین1391 ] [ 12:15 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
سلام سال نو مبارک ، امیدوارم سال جدید که سال تولید ملی و حمایت از سرمایه و تولید کننده ی ایرانی ( خدا بخیر بگذرونه ) هست ، سال خوب و پر از تولید و حمایت و پول واستون باشه ، دلم می خواست بهتون عیدی بدم اما منصرف شدم چون دیروز بچه های با غیرت پرسپولیس با له کردن عربا عیدی مردم ایران رو دادند ( کاری که استقلال و سپاهان نتونستن انجام بدن ) . در ضمن با کمال تأثر درگذشت استاد بزرگ موسیقی ایرانی ، نوازنده چیره دست سه تار و الگوی بنده در نوازندگی سه تار ، استاد جلال ذوالفنون را تسلیت عرض می کنم ، همچنین درگذشت سیمین دانشور عزیز را ، روحشان شاد که با شنیدن و خواندنشان روحمان را شاد می کردند ، شما هم اگر از خواندن این ابیات خنده ای به لبتان نشست فاتحه ای به ارواح پرفتوح استاد جلال ذوالفنون و سیمین دانشور بفرستید . و حالا چند دو بیتی : عید است بده عیدی من را امشب اینقدر نکن موقع دادن هم تب گر دادن این پول برایت سخت است ای یار بده عیدی من را از لب ---------------------------------- آن چیز که دادنیست برخیز بده هی عشوه و قر به میامیز بده هی لج مکن و به روی پایم بنشین از درج لبت یکی دوتا چیز بده ----------------------------------- بوسیدن روی ماهِ تو می چسبد بشنیدن آه ، آهِ تو می چسبد تو پاکی و صاف و ساده اما اینک هی دیدن صحنه ی گناهِ تو می چسبد [ پنجشنبه 3 فروردین1391 ] [ 12:37 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
سال و فال ومال وحال واصل ونسل وتخت وبخت بادت اندر شهریاری برقرار و بردوام سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام عیدتان پیشا پیش و چهارشنبه سوریتان پسا پس مبارک و امیدوارم که آتش هایتان را سوزانیده باشید و با تفریحات سالم و گذراندن چهارشنبه سوری به صورت کاملا سالم روح کوروش بزرگ را به شدت شاد نموده باشید . دلمان می خواست برای عیدتان بسته ای برنامه ای چیزی داشته باشیم که ویژه باشد اما خب تا دیدیم داریم مثل رسانه ملی به سمت آبگوشتی شدن میرویم این ایده را در نطفه خفه کردیم ، درضمن چه کنیم که شب عید است و جیب و چنته ما به شدت خالی شده است ، پس به چند کاریکلماتور بسنده می کنیم ، باشد که برای نوروز 92 جبران کنیم . درضمن امیدواریم سال 91 مثل سال همت مضاعف و بیکاری ( 89 ) و سال جهاد اختلاسی ( 90 ) نباشه و بالاخره یه چیز خوبی هم برای مردم داشته باشه . ( توی پرانتز بگم به قول این اس ام اس هایی که به دستمان میرسند کاش سال عفاف و حجاب باشد ، والا بخدا ) به هر حال امیدوارم سال 91 سالی باشه : پر از خوبی ، رسیدن به هدفاتون ، آزادی ، عشق و پر از خنده و شادی ..... کاریکلماتور 27 * فریاد رضایت ندارد . * هر 1 عدد جرج واشنگتن ، برابر است با 2450 عدد خمینی . ( این کاریکلماتور مربوط به زمانی است که هر 1 دلار 2450 تومان بود ) * معده مخزن الاسرار است . * معترض ترسو ، همان کبریت بی خطر است . * وقتی رنگ خورشید پرید ، ماه شد . * مداد وجودش را فدای نوشتن کرد . * کتاب ، حاصل عمر قلم است . * وقتی در مغزش بذر کتاب کاشت ، از میوه دانش بهره برد . * برای لذت بردن از تنهایی ، لبهایشان را روی هم گذاشتند . * برای طنزپرداز شدن باید ، پیه ، شیشه نوشابه را به همه جایت بمالی . * سیگار برای سر درد ، مثل آب روی آتش است . * برای رسیدن به حقیقت ، خیارش را تا آخر خورد . * آوازی که نکوست ، از درآمدش پیداست . [ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 10:0 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
نطق رسمی پیش از دستور : ای کسانی که ایمان آوردید به هوش ، به گوش که بنده ی حقیر به شدت شرمنده ام از این که به آقای حاتمی کیا احیانا از روی نادانی توهین کرده ام و همین الان به صورت رسمی عذر خواهی میکنم ، البته بنده مواضعم نسبت به فرح الله سلحشور به شدت هر چه تمام همان مواضع قبلی است . و شرمنده که بازم به مناسبت اصغر فرهادی عزیز پست میزارم ، اما خب دله دیگه کاریش نمیشه کرد واسه اصغر جون دل ما که رفته ........ راستی حتما برید و جواب کامنتایی که مرحمت کردید و گذاشتید رو زیر همون کامنت بخونید . بردی زهمه دل و از آنها اسکار اصغر ز همین لحظه شدی با ما یار سیمرغ سوار و خرس کش گشتی ای خوشگل ریش پرفسور ، ای عیار ------------------------------------------- تو با صفایی و خوشگل ، تویی تو اصغر جون پر از صلابت و پر دل ، تویی تو اصغر جون چه خوش درو تو نمودی جوایز همه دنیا تویی پلنگ همین آب و گِل تویی تو اصغر جون --------------------------------------------- جداییت دل ما را دوباره شاد نمود تمام سینه ی ما را دوباره باد نمود به روی صحنه تو رفتی و حرف های خوشت ز عشق به میهن دوباره یاد نمود و اما کاریکلماتور 26 * پاداش شب زنده داری ایرانیان ، اسکار بود . * اسکار به مردم ایران صبح بخیر گفت . * اصغر تمام جوایز با ارزش سینمای دنیا را ، مهریه ی ایران کرد . * فرهادی بعد جدایی نادر از سیمین ، اسکار را به عقد ایران درآورد . * این روزها دل آسمان گرفته . * آلودگی جلوی گریه ی آسمان را گرفته . * آسمان ، آسم گرفته است . * حرف های مفتش توی گوش کسی نمی رود . * برای بهبودی مغزش ، کتاب می خوانَد . * برگ زرد ، برای سبزی درخت ، خودکشی کرد . * چمدان ، حاظر یراق است . * طلا بازار را نقره داغ کرد . [ پنجشنبه 18 اسفند1390 ] [ 17:54 ] [ سید علیرضا لقمانی ]
[ ]
|